۳ مطلب در خرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

من یک خشونت طلب هستم..

نمیخواستم دیگه اینجا حرف سیاسی بزنم.اما یه پستایی میبینم که باید بگم 😔
میدونید من مذهبی آن چنانی نیستم اما به یه سری اصول پایبندم..
الان نمیخام اتفاقات دیروز و امروز رو به پای هیچکس بنویسم..
یا اینکه بگم چون کاندید مورد نظر من رای نیاورد بنابراین تقصیر اونه..اون امنیت باید ایجاد میکرد. نباید به امریکا خوش بینانه نگاه میکرد تا بعد امریکا بره اسلحه به دشمن من بفروشه اینا حقیقته ولی نمیگم.
چشمامو میبندم..

برمیگردم به قبل انتخابات. 
اره من از طرفدارای پر و پا قرص جناب رییسی بودم و هستم اما ، اما خداروشکر میکنم که ایشون رییس جمهور نشدن که یه عده دوباره این اتفاقات رو ب ایشون نچسبونن و بگن کار کاره خشونت طلبا بوده..
راستی..
شنیدید استاد رائفی پور چه درخواستی از مسئولان امنیتی کشور کردن؟
خواستن در صورت امکان #تروریست های دستگیر شده رو هر چی زودتر با سلامو صلوات ازاد کنن و از هر گونه برخورد با اونا هم اجتناب کنن.
برخورد های خشن رو کنار بذارید.عیب نداره جای جلاد و شهید هم عوض شه.. 
فکر اعدام رو که کلا از سرشون خارج کنن که برای انتخابات سالای اینده از اعدام 96نگن..

#بصیر_باشیم..
حقیقت تلخه..
چرا قبل انتخابات اعدام منافق ها رو پای سید مظلوما نوشتید...
چرا به حرفای رهبرمون گوش نمیدید..

دیروز رهبر فرمان آتش به اختیار دادن..
میدونید کی این فرمان رو میدن؟
اتش به اختیار رو فرمانده ی اصلی زمانی که فرمانده های اصلی از دست رفته باشند می دن.
یعنی دیگه فرماندهی که شما را در صحنه ی نبرد هدایت کنه نیست 
تو این زمان سربازان با عقل و هوش خودشون اقدام به عمل میکن
#امروز
امروز رهبرم فرمان اتش به اختیار دادن
یعنی دیگه امیدی به سران کشور نیست
یعنی رهبرم تنهاست😥
نه تنها در بین مردم بلکه در بین کله گنده های مست قدرت
امروز بر ما مردم است که این آتش به اختیاری که شنیده ایم مثل هل من ناصر ینصرنی تلقی کنیم..
اره من یه خشونت طلب هستم چون کشور مستقل میخام نه برده ی امریکا و داعش
پدر من یه خشونت طلبه چون سی سال تو ارتش این مملکت بوده و محافظ جان و مال  ملت و هشت سال بی منت جنگید بدون ذره ای امتیاز ک بگیره..
داداش من یه خشونت طلبه چون یه  نظامیه و کشورش ک ناامن شد از مرخصیش گذشت و برگشت تهران به صورت اماده باش منتظر امر رهبرش شد..



 

.. امروز وطن معنی غم را فهمید

🌾با #سایه_جنگ ، متّهم را فهمید

🌾از خواب پرید کشورِ من امّا

🌾معنای #مدافع_حرم را فهمید


در مورد فرمان رهبر برداشت سو نشه..

لطفا لینک  رو باز کنید.


هر گونه توهین به خودتون بر میگرده.

۱۲ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰

کاش کسی جایی منتظرم باشد..

رایا تو در مورد دلتنگی چی میدونی؟ از حفره های دردناک توی دل آدما خبر داری؟از سایه ای که تمام روز ازش فرار میکنن و قبل از خواب پشت پلکشون می بیننش شنیدی؟ از فلسفه ی دردناک کلمه ی سه حرفی کاش کسی برات حرف زده؟
دلتنگی یه زخم پنهانه رایا.یه سرطان بی نشونه.آدمای دلتنگ  شبیه بقیه ی آدمان.راه میرن.میخندن. لذت میبرن. و تو هیچ وقت از ظاهر آرومشون نمیتونی بفهمی پشت این رد پاها و ته این خنده ی بلند چه ای کاش بزرگی جا مونده...
دلم تنگ است به وسعت دریا برای کسی که نمیدانم کیست و کجاست... 
پ.ن: و باز هم کتابای غیر درسی.
ایام فرجه ها ایام خوبیه که عقده های نخوندن تو روزای دیگه رو خالی کنم گرچه الان باید درس بخونم چون امتحانای خیلی سختی پیش رومه اما چیکار کنم که حسش نمیاد..

مکالمه ی منو داداشم یک ساعت پیش: 
+زهرااا چیکار میکنی؟؟؟
-رمان میخونم 😓
+بیا بیرون ببینم 
-یاعلی چیشده ؟؟منک کاری نکردم.
خیلی با احتیاط میرم اتاقش ببینم چی میگه 
-جانم داداشی چیشده ،کی کاری کرده.؟
+تو مگه درس نداری دختر که میشینی این کتابای مسخره رو میخونی بعدش ازشون تاثیر میگیری و منتظری یه شاهزاده بیاد واست خاستگاری 😤
-درس که دارم.ولی حالش رو ندارم..میدونی بااینکه قراره معلم شم از هر چی درسه بدم میاااد. از استاداا بدمممم میاااد.از دانشگاه هم بدم میاد 😔
+تو خیلی اشتبا کردی بدت میاد(البته بجا اشتبا گف ی چی دیگه سانسورش کردم )😂 تا من میرم باشگاه و میام میشینی درس میخونی متوجه ای؟؟
-باشه چشم داداشی.. باشگاه و ورزش خوش بگذره با دخترا 😜😜و فراررر
اومدم تو اتاقم خدایی یه صفحه ام درس خوندم ولی میدونید دست و دلم ب درس نمیره...
فک کنم قراره این ترم مشروط شمم
کتاب خوبیه توصیه میکنم بخونین 😅

۹ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰

شرمنده ام از بی معرفتیم

سلام.. 
میدونم ممکنه هیچکی دیگه به وبم سر نزنه..
ممکنم هست یکی باشه یواشکی و جوری ک نفهمم حواسش بهم باشه. 
اومدم اول از همه بگم شرمندم.. 😢
ببخشید ک نبودم 
ببخشید که بی معرفتی کردم.
ممنونم از مهربونایی که با وجود اینکه نبودم منو یادشون بود.
مرسی از دوستای گلم که روز معلم رو بهم تبریک گفتن و من الان پیامشون رو دیدم و شرمنده شدم.
راستش اصلا نمیخوام کارمو توجیه کنم به اینکه نت نداشتم، درس داشتم و مدرسه و...
همش رو داشتم چیزی که این چند وقت ندارم یه چیز دیگه هست..
ی زمانی بود عاشق وبلاگ و نوشتن و  مخاطبام بودم
شبا تا صبح بیدار میموندم و مینوشتم.
الان شبا تا صبح بیدارم و برای اینکه حواسم پرت کنم فقط میخونم.
کتاب میخونم.رمانایی میخونم که میدونم اصلا به دردم نمیخوره... 
الان دقیقا ساعت سه و رب نیمه شبه که دلتنگتون شدم.. 
بااینکه روم نمیشد اما اومدم..
اومدم که هم عذرخواهی کنم هم دلتنگیم رفع شه هم بگم واسم دعا کنید
خیلی دعا کنید..
بازم میام.. 

۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰